آریا عظیمی نژاد در عصر جدید همانی نیست که برای یک سریال مازندرانی آهنگ مشهدی ساخته است؟

.

در تحلیل برنامه عصر جدید که به تازگی از شبکه سه سیما پخش می شود لازم دانستم چند نکته ای ر تقریراً عرض بدارم:

به دیده اغماض بنگریم در مدار و بر مسیر مسامحه می شود عصر جدید ر سواءِ تمامی ممیزی هایش یک برنامه متوسطِ رو به رشد بر شمرد که جایش در برنامه های سیما خالی بود، اما در وصف و شرح مجریان و داورانی که ویترین بصری این سرگرم دارنده ر ساخته اند:

به نظرم تنها رویکرد مثبت برپا دارندگان این برنامه انتخاب احسان علیخانی به عنوان مجری است که گاهی در حد شومن های حرفه ای این عرصه با استاندارد های فرا منطقه ای رخ می نمایاند و اتفاقاً پاره ای اوقات درست تر از برخی داورانِ عصر جدید ابراز رای و نظر می کند و به عقیده منِ کمترین نه او بلکه آریا عظیمی نژاد حتماً بایستی به یک گوش پزشکِ فیزیک دانِ ریاضی دانِ متخصص در امر موزیک مراجعه کند که از اساس مغز ایشان گویی ژوست نیست و گواهِ این مدعا در دورِ موسیقایی و نضج و بسط تنالیتی همان مضحکه ایست که به عنوان موسیقی متن و تیتراژ برای سریال پایتخت ساخته است که اگر در مجمع مناظره با ایشان بنشینید قطعاً بر سیاقِ ماستمالیزاسیونِ غیر آکادمیک خواهند گفت که من به عمد از تن مایه ها و ادوار موسیقی شرق خراسان برای ساخت موزیک این سریال استفاده نمودم که خود می دانند توجیهیست عبث و بی مایه، برادرِ من سالیانِ سال است که زعما و علماء دانشِ اصوات موزیکال همان نوا، در ولایات کفر می دانند که موزیک درجه نیست و اصواتِ آن فرکانس مشخص ندارد و در مباحث ملودیک ما با پرده طرفیم و هارمونی هم خود مبحثی متبوعه سیستم شنیداریست و اتفاقاً اگر شما فالش می شنوی و دیگری ژوست ممکن است موءید این امر باشد که آنچه در مغز شما شکل می پذیرد موزیک نیست و سرُصداست، آخر این چه ابراز نظر شبه کارشناسانه است که شما درباره مخارج صوتی می فرمایید؟ نازنینم موزیک یک امر داینامیکِ متصلِ سیال است که نمی توان آن ر متوقف کرد و درباره آن نظر داد.

یادِ یک روایتی از محسن حجاریان افتادم در وصفِ سرگرمی سازانی این چنین که به دانشجویان یک دانشگاهی در حضور شبه اساتید فن موسیقی فرمودند: مشکل شما دانشجویان نیستید، بلکه این اساتید بی سواد هستند که دارند به شما درس می دهند.

در ادامه عرایضم بایست به دکتر صدا زدن تعمدی یک داور توسط احسان علیخانی اشاره کنم که گویی از جهت تشخص و اعتبار بخشیدن به برنامه عصر جدید صورت می پذیرد و خیلی خنک و یخ دارد با زبان بی زبانی می گوید که ما یک دکتر هم در چیدمان و انتخاب داورانمان داریم، حال آن دکتر عزیز و گرامی آیا در حد لیبل خود دارد افاضه می کند مبحثی متفرقه است که در این مقال جای تحریر آن نیست، ابراز نظر ها و افاضاتی منشعب شده از منابع و مَءاخذِ غیر معتبرِ گاهاً دانشگاهی، دست چندم، غیر اوریجینال و غیر حرفه ای…

امین حیایی ر چه گویم که سالیان سال است که در بروزش یک شبه کاراکتر گون، همان تیپ گیر کرده است.

و رویا نونهالی که در تودرتو های شبه ادبیات تاجرانِ فرهنگ، حیدری فاروقی ها مخمور شده است، و تنها می شود در وصف منویات و مکنوناتش نقبی زد به سستیِ گرامر و تشتت واژگان منتخبه توسط مولا و مرشدش، رامین در اینجا افریقاست.

به هر روی در پهنه فرهنگی تخدیر شدهِ به بند کشیده که استاندارد، ویترینِ دست نازدنی برخی متصلین است و جز آن نیست و غیرِ این ادبیات نباشد و فرهنگ، در مملکتی که مدعیانش در ارسال خرد ترین کد های بصری شخصی، سرُ وضعِ ظاهری مادام مخاطبانشان ر دچار پارازیت می کنند، هنربندانِ ریشویِ پشم آلویِ حمام نرفتهِ اتو نکشیده، می شود امید داشت به همین نورهای بسیار ضعیف که از ستبرین جداره های فولادی، در بر گیرنده این روزنه کوچکِ فلاح به داخل می تابد.

#کلاغ_علیل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *