citeloP
citeloP

تویی که با متر و ریسمان و تراز قهری، پودر نه پوتر، فِندانسیون نه فونداسیون، اسپیسر نه اسپِیسر، اسپِیس همان فضا، تو که حتی نمی دانی چکش را چگونه دست می گیرند، خسته نشدی اینقدر تقو تق کردی؟ آقا تق…تق… دو ضرب نه بیشتر ! یه پانچِ سادهِ صدوبیست درجه نمی تونی بزنی با برش هیدرولیک و اجرا کنی، دو تا کنسول می زنی با بیست سانت خطا، بتن می ریزی با تلورانس ده سانتیمتر، از دانسیته ماسه چیزی نمی دونی و از ضریب انبساطی میلگرد، آخه چی بگم من به تو…

حالا من چیزی نمی گم، لطفا شما روتو زیاد نکن، یه لحظه فقط به حجم و پیچیدگی های سازه ای که در اوایل دهه نود اجرا کردم یه نگاهی بنداز – قالب شیبدار ترانزیشن برای سد – مهندس خوشنویسان شرکت سکو – مهندس میلانچی شرکت مهاب قدس – مهندس سیاسرانی موسسه حرا قرب نوح قرارگاه خاتم – مسئول کارگاه نجاری و قالب سازی ابراهیم پورباقر

هیچ زنی در دوره پساماتریارشی در زمانه صدارت هتروسکشوال هاء مردسالار بدون دادن سرویس سکسی به یک مرد هتروسکشوال به شهرت، پول و قدرت نرسیده است – ابن عروض

گربه ملوس، باریک، نحیف، منعطف، این درز ها که داری دانه دانه می جوریش، این سوراخ هاء نمناک، دالان هاء عاطفیِ پلنگی هم خونند و عادت هائی آشنا، نازنینم لانه گزینی عنصری ارثیست و مشترک، روی یک نیمکتِ بتنی که یک کیف دستیِ تقریبا سیاه درست در سمتِ چپِ آن قرار گرفته است، روبروءِ برجی که ایستاده آن پائین، میانِ دو درخت در اردیبهشتی ترین عصری که می شناسیمش، میانِ تلاءلوئی که نمی تواند به هیچ وجه بیازارد گربه ها را – بهار فصل خوبی برای گربه ها نیست، گربه ها نمی توانند باران را دوست داشته باشند – ابراهیم پورباقر