به قول بهروز خان صوراسرافیل ، آقای شیرین عبادی ، جایزه نوبل به انسان اعتبار می دهد اما شرف نه
. هر کسی به هر نحوی به جایی و کسی غیر از ایران و غیر ایرانی برای تغییر در داخلِ ایران امید داشته باشد یک مزدورِ بی جربزهِ ناچیزِ حقیر است پس از این تاریخ به بعد نه خواهم خواست این خاک ر ترک کنم نه خواهم توانست بگذار بلولم میانِ این گیج هاء متوهم، بمیرم، بپوسم و خاک ما ، نزدِ من ضمیریست در محدودهِ این جغرافیا که نامش ایران است پایانِ عرایض . ابراهیم پورباقر مهر ماه ۴۰۲
اهداء جایزه ادبیات نوبل به یون فوسه یک ناامیدی بزرگ است در سیر درمان آن بیمار در حال احتضار ؛ جهان جهان رویه هاست کلیشه ها کپی ها شباهت ها بی هیچ وجه افتراقی برجسته ای I don’t know why they gave the Nobel Prize in literature to Jon Fosse?
. امرِ اهداء جوایزی همانند نوبل ادبیات به کسانی چون یون فوسه آن نویسنده نروژی یک خرسندی و یک ناامیدی بزرگ در خود دارد خرسندی از آن جهت که دریافتِ من به عنوان یک نویسنده غرب آسیایی از چند و چون توصیفیِ یک اثر مدرن به تنهایی از دریافتِ تمامی اعضاء آکادمی نوبل قابل تامل تر به نظر می رسد و ناامیدی از آن جهت که چه تنها مانده ام در این بلبشوء شبهِ ادبیِ ناآگاه بایسته است عرض نمایم که مدرنیسم آنگونه که این کمترین دارد در حالِ حاضر درک می کند، انگار هنوز به وجود نامده است چه …
حیئیت می تواند به هر صورتی موجود باشد
. در اَمرانگی، حیئِیَت می تواند به هر صورتی موجود باشد، موجودیتِ وجود؛ آن فهمِ مرسوم در نزدِ منطقیون، فلاسفه، الاهیون و مثبت گرا هاء ماده باور نیست، وجود داشتن، موجودیتی این جهانیِ متصور نیست، و به همین شیوه می توان اثبات نمود که آفریدن و پروریدن، چون در مفهوم، تابعی از زمان نمی باشند، در یک بی آغازی و بی پایانی، به نفعِ امرانگیِ مُحییِ بخرد رنگ می بازند… . ابراهیم پورباقر ۲۰۲۳۱۰۰۱۰۸۲۹
من چاره ای ندارم جز کمتر دیدن کوری
. تصویر پناه شدنِ جهانوَند ها یک گولِ کپیتالیستی بوده در راستاء فروش… سرمایه داری برای رشد و توسعهِ مصرف زدگی نیازمندِ دیده شدن است… بالندگیِ وارهول ها نتیجهِ بسیار واضح این ادعاست… من چاره ای ندارم جز؛ #کمتر_دیدن #کوری
