www.ozer.ir

www.ozer.ir

با توجه به گفته سارتر درباره همنشینیِ من با خود به شرحی که در تصویر پیوست آورده ام، حیئیت یک امرِ مبسوطِ غیرِ شیئی است و این بسط داده شدگی بر اساسِ فعلِ به کار گرفته شده، مجهول یا معلومِ لازم یا متعدی نیست که فاعل یا مفعول داشته باشد، مشکل از جائی آغاز می شود که عاملیت بدونِ وجود داشتنِ فاعل قابلِ تصور یا باور نیست، لطفا روی همین نوشته کلیک کنید

برای اینکه تمامی افراد قبیله، شبیه پسرِ چلاقِ رئیسِ قبیله شوند، رئیسِ قبیله با قطعِ دستِ مردانِ قبیله، عدالت را در قبیله حاکم می کند، زیرا نقصی که در اکثریت باشد، نقص حساب نمی شود، کار به جایی می رسد که در اثر تصادف سر یکی از افراد قبیله قطع می شود، در نتیجه رئیس قبیله برای برقراری عدالت، پس از قطع نمودنِ سرِ تک تکِ اعضاء قبیله، سرِ خود را نیز قطع می کند – جامعه ای کاملا شبیه و یک دست و آرام، چه سرمایه دار، چه فقیر، چه جذاب، چه غیرِ آن – آخرین وایکینگ – توماس اندرس جنسن – The Last Viking