Ebrahim Pourbagher ; The impotent raven who dreamed to be the unique bird of the city
چوب هائی که خونهِ من ر می سازند، این خسُ خاشاکِ مونده از پاییز، فرو می رند تو تنم، سرده، سیاهه، یخ زدست، پاهاء این کلاغ، این بالا، رو درختی که نداره حتی یک برگ
چوب هائی که خونهِ من ر می سازند، این خسُ خاشاکِ مونده از پاییز، فرو می رند تو تنم، سرده، سیاهه، یخ زدست، پاهاء این کلاغ، این بالا، رو درختی که نداره حتی یک برگ