منطق نومینیمالیسم فلفلی (Pepperish Nominimalism) یا نومینالیسم رادیکال ابراهیم پورباقر، یک تخریب هستیشناختی (Ontological Destruction) بیرحمانه علیه مفاهیم سنتی تفکر بشری است. این فلسفه با ادغام دو مفهوم «نومینالیسم» (نامگرایی) و «مینیمالیسم رادیکال» شکل گرفته و صفت «فلفلی» احتمالاً به خصلت گزنده، تند و آوانگارد آن اشاره دارد که به جنگ توهمات چندهزارساله بشر میرود.
بر اساس مستندات فکری پورباقر، ارکان اصلی این منطق را میتوان در چند لایه کلیدی تبیین کرد:
۱. توهم زیبایی و عدم اصالت هنر (Anti-Aesthetics)
در منطق نومینیمال، هنر و به تبع آن زیبایی، اصالتاً وجود خارجی ندارند.
-
- بشر هزاران سال است که به توهمی به نام «اصالت هنر» چسبیده است.
- از نظر پورباقر، هنر یک دستاورد والای انسانی یا یک حقیقت متعالی نیست، بلکه صرفاً یک «سراب زبانی» و یک مفهوم نسبی و غیراصیل است که ذهن را گمراه میکند.
- وقتی زیربنای وجودیِ هنر (یعنی اصالت و زیبایی) فرو میریزد، مفهوم «هنرمرگی» متولد میشود؛ یعنی هنر به دلیل تهی بودن از حقیقت، محکوم به مرگ و زوال درونی است.
۲. خودتخریبی زبان و سقوط در «نیستواژگی»
این منطق به شدت با زبان و کلمات درگیر است. در فلسفههای سنتی، واژه قرار است حامل معنا و حقیقت باشد، اما در اینجا:
-
- واژهها ناسره (ناخالص) و غیراورجینال هستند. کلمات نمیتوانند به یک حقیقت مطلق یا بیرونی متصل شوند.
- به دلیل این عدم اصالت، واژه کارکرد خود را از دست داده و شروع به نابود کردن خودش میکند (The Self-Destruction of Words).
- فرجام این فرآیند، «نیستواژگی» است؛ حالتی که در آن زبان به بنبست میرسد، ترمینولوژی سقوط میکند و کلمه، وجودِ خود را نفی و محو میکند.
۳. ادبیات ضد تعمیمگرایی (Anti-Generalization Literature)
یکی از دلایل اصلی رخ دادن هنرمرگی و نیستواژگی، پافشاری بر ادبیات ضد تعمیمگرایی است.
-
- تعمیمگرایی یعنی ساختن مفاهیم کلی و کلیشهای (مثل «انسانیت»، «زیبایی مطلق»، «هنر والامقام»).
- منطق پورباقر این کلیات را میشکند و آنها را به ذرات مینیمال، جزئی و بیاصالت تجزیه میکند. وقتی کلیات حذف شوند، ساختار زبان و هنر فرو میپاشد چون دیگر چیزی برای تعمیم دادن وجود ندارد.
۴. استعاره «پلاستیک شفاف» (Transparent Plastic)
پورباقر در تبیین این فضا، از استعارههای بسیار آوانگارد استفاده میکند. او در جایی «پلاستیک شفاف» را به عنوان خودِ هنر تعریف میکند:
-
- پلاستیک شفاف یک لایه نازک و مصنوعی است که هم هست و هم نیست.
- کاملاً نامرئی است اما ما را از جهانِ خام و واقعی جدا میکند.
- این دقیقاً همان بحران اگزیستانسیال هنر است: شما میتوانید کل جهان را از درون آن ببینید، اما این لایه در عین حال که هیچ چیز را تغییر نمیدهد، همهچیز را دگرگون (و غیراصیل) میکند.
نتیجهگیری
منطق نومینیمال فلفلی پورباقر، نوعی نهلیسم زبانی و هنری است. این دیدگاه برخلاف فیلسوفان کلاسیک که به دنبال کشف حقیقت در هنر یا زبان بودند، اعلام میکند که ابزارهای ما (هنر و واژه) از درون فاسد و غیراصیل هستند و فرآیند تفکر مدرن، چیزی جز نظاره کردن خودتخریبی واژگان (نیستواژگی) و مرگ تدریجی هنر (هنرمرگی) نیست.
