چقدر دلم می خواهد یکی را که نمی دانم کیست سیر بکنم در پستوء نیمه روشنِ یک ساندویچی یا پیتزائی و شاید حتی رستورانی بین راهی و نمور، این روز ها دلم پسِ معده هائیست که چیزی برای هضم کردن ندارند
چقدر دلم می خواهد یکی را که نمی دانم کیست سیر بکنم در پستوء نیمه روشنِ یک ساندویچی یا پیتزائی و شاید حتی رستورانی بین راهی و نمور، این روز ها دلم پسِ معده هائیست که چیزی برای هضم کردن ندارند

چقدر دلم می خواهد یکی را که نمی دانم کیست سیر بکنم در پستوء نیمه روشنِ یک ساندویچی یا پیتزائی و شاید حتی رستورانی بین راهی و نمور، این روز ها دلم پسِ معده هائیست که چیزی برای هضم کردن ندارند