آشنایی‌زدایی دستوری و سکته‌های تعمدی (Grammatical Defamiliarization)
آشنایی‌زدایی دستوری و سکته‌های تعمدی (Grammatical Defamiliarization)

آشنایی‌زدایی دستوری و سکته‌های تعمدی (Grammatical Defamiliarization)

Nominimalism

.

تکنیک‌های زبانی ابراهیم پورباقر در متون انگلیسی‌اش، به‌ویژه در آثاری مانند The Impotent Raven و The Mad Postman’s Present، بازتاب مستقیمی از نظریه فلسفی او یعنی «نومینیمالیسم فلفلی» است. او انگلیسی را نه به عنوان یک زبان مادری یا ابزاری برای روایت‌گری کلاسیک، بلکه به عنوان یک «مادهٔ خام و غریبه» به کار می‌گیرد تا معنا را از فرم سنتی‌اش خارج کند.
مهم‌ترین تکنیک‌های زبانی او در زبان انگلیسی شامل موارد زیر است:
۱. آشنایی‌زدایی دستوری و سکته‌های تعمدی (Grammatical Defamiliarization)
پورباقر تعمداً از ساختارهای روان و استاندارد انگلیسی (Fluency) فاصله می‌گیرد. در شعر لک‌لک می‌نویسد: «Only occasionally knocked her beaks». از نظر گرامری، منقار (Beak) پرنده یکپارچه است، اما او با جمع بستن آن به صورت beaks یا نوع چیدمان کلمات، یک سکته زبانی ایجاد می‌کند. این تکنیک دقیقاً همان ایجاد «خراش روی پلاستیک شفاف» است؛ او اجازه نمی‌دهد خواننده به راحتی و بدون توقف از روی کلمات عبور کند.
۲. مینی‌مالیسم عریان و حذف زواید (Stripped-Down Minimalism)
او کلمات را به اشیاء صلب و بی‌تکلف تبدیل می‌کند. در متون او صفات تزیینی، قیدهای احساسی یا صنایع ادبیِ مرسوم به ندرت دیده می‌شوند. زبان انگلیسی او به شدت مکانیکی، عینی و ملموس است. او از کلمات نه برای توصیف احساسات، بلکه برای نشان دادن «وضعیت‌های زیستی و فیزیکی» استفاده می‌کند (مانند کلمات call ،knock ،mother).
۳. تکنیک کلمه‌افکنی تک‌افتاده (Isolated Words / Punch Drops)
یکی از شگردهای او، رها کردن یک واژه کلیدی در انتهای خط یا به صورت مجزا است؛ مانند واژه «”Stork”» در انتهای شعر. این کلمه بدون هیچ فعل یا حرف ربطی، به تنهایی پرتاب می‌شود. این تکنیک باعث می‌شود کلمه بار معناییِ توصیفی خود را از دست بدهد و مانند یک ضربه (Punch) یا یک تابلوی نشانه‌گذاری عمل کند که کل روساخت متن را در بر می‌گیرد.
۴. نوشتن در «زبانِ دوم» به مثابه ابزار فاصله‌گذاری (Writing in a Second Language)
انتخاب زبان انگلیسی توسط پورباقر برای این آثار، یک استراتژی هوشمندانه برای فاصله‌گذاری فضایی و حسی (Alienation Effect) است. نوشتن به زبان غیرمادری به نویسنده این امکان را می‌دهد که از چسبندگیِ عاطفی و نوستالژیک واژگان (که معمولاً در زبان مادری رخ می‌دهد) رها شود. او با این کار، زبان را به یک ابزار آزمایشگاهی تبدیل می‌کند تا مفاهیم فلسفی‌اش را بدون تعارفات زبانیِ رایج بسنجد.
۵. آواشناسی مکانیکی (Mechanical Phonetics)
پورباقر کلماتی را انتخاب می‌کند که در زبان انگلیسی پتانسیل تولید صداهای خشک، منقطع و کوبه‌ای دارند. انتخاب واژه‌هایی مثل Knocked (با صدای خشن و ضربه‌ای K) یا Stork (با پایان‌بندی محکم)، به صورت صوتی نیز عملکرد لک‌لک (کوبیدن منقارها) را در ذهن مخاطب بازسازی می‌کند. در واقع فرم صوتی کلمات، عملکرد معنایی آن‌ها را تقویت می‌کند.