<span class="vcard">ozer</span>
ozer

شناخت، تفسیر و توضیحِ علائم و آثارِ تاریخی و باستانی از جهتِ رسیدن به زیرخاکی یا دفینه اعم از سفال تا مسکوکات طلا و نقره نه تنها علم نیست بلکه یک دام و الگوی غیرِ منطقیِ گمراه کننده توسط سه فرد یا گروهِ شیاد است به قصدِ کلاهبرداری؛ یکی فریب کارانِ دغل بازِ نسخه دارِ نسخه ساز، دومی مدعیونِ ارتباط با مابعدالطبیعه و ماوراء که خود را مسلط به علوم غریبه و ناشناخته یا دنیاء ارواح می دانند و سومی سرمایه داران که در راستاء تولید و پخشِ سیستم ها و دستگاه های فلزیاب گنج یاب طلا یاب یون یاب دازینگ اسکنر ردیاب و غیره هستند، شایان ذکر و تذکرِ مواکد است اگر کسی در برگی از تاریخ چیزی را در جایی پنهان کرده باشد، اگر علائم و آثاری هم برای آن گذاشته باشد، آن علائم و آثار گمراه کننده و در راستاء دور کردنِ شما از هدف، ابنیه، مخفیگاه و اشیاء است

کاش گربه ها می توانستند گوشی را بردارند، دکمه ای را فشار دهند و به هر زبانی که تمایل داشتند چیزی بگویند در ارتباطی صوتی یا به شکلِ پیامی کوتاه

گربه ها می توانند از ظهر هاء داغ، صبح دمی متبسم و آسوده بسازند، روی جعبه هاء پلاستیکی در میانِ کارتون هاء مقوائیِ یک سوپرمارکت با دستانی نحیف که به زحمت چسبیده اند به پیکری نحیف تر و چشم هائی که بسیار راحت می توانند بسته بمانند ساعت ها، زیرا که آنها بافنده هاء ماهری هستند در خیال و رویا، گربه هاء ملوسِ دوست داشتنی بی هیچ تزئینِ اضافه ای جذابند و موثر بر رفعِ هر اندوهِ مزمنی، آنها را بایست در خشک ترین سمتِ تابستان گیر انداخت، در آفتابی ترین مسیرِ ممکن، دوستت دارم، کوچک، کودک، صورتی، آرام، مغرور، حتی با آن لکه هاء خاکستریِ نا منظم روی ناخن هات، دوستت دارم، با همین سر و وضع در همین ابعاد که راحت جا شود در انحناء یک دست، در انتهاء تمامِ کوچه هائی که نمی رسند به باران و فصل هاء مرطوب، نازنینی که نمی دانم نامت چیست و تو را در خانه چه صدا می زنند به گاهِ خوردنِ شیر، پیش تر بیا، این تپهِ سپید، این درهِ عمیق و رودی که در میانش جاریست، چیزی کم دارد – ابراهیم پورباقر – کلاغ علیل

. گربه ها نمی توانند باران را دوست داشته باشند بهار فصلِ خوبی برای گربه ها نیست . عنوانِ اثری مصور است در مدیومِ کتاب، از ابراهیم پورباقر در چند اپیزود که قرار است پس از چاپ و نشرِ پلاستیکِ شفاف منتشر شود در اثرِ سومِ ابراهیم که کاملا نَریتیو است و بر خلافِ پلاستیک شفاف، تصاویرِ آن مرتبط و خود شبیهِ یک انیمیشنِ مجزا و مستقل در اثرگذاری عمل می نماید خواهیم خواند تهران ر بیاور اینجا نازنین هم بستر شدن با گرگ هاء مادهِ خاکستری خداحافظی با خانم هائی که باسن هاء تختی داشتند سزارین یک فرشته و …

Mr. Christopher Nolan there is no past, present and future, all I understand is a big illusion, yes it is good that you are making money with this low awareness and little consciousness of the concept of existence, but there is a limit to stupidity, you and mathematicians and physicists can never explain a “Subjective Eventy Reality” with mathematics and physical laws, because the subject of size and meter and standard itself is a kind of convention

گربه ها نمی توانند باران را دوست داشته باشند – بهار فصل خوبی برای گربه ها نیست – ابراهیم پورباقر

. سگ هاءِ لوده، گرگ هاءِ احمقِ سبک سر، انتخابِ خوبی برای هم نشینیِ گربه ها نیستند با اکراه و تبرّی حتی نمی شود عبور کرد از کنارشان نکند که آن بلاهتِ ذاتی بی هیچ واسطه ای انتقال یابد سگ ها دقیقاً همان کاری ر می کنند در هیاهو که موش ها در سکوت سگ ها، موش هاء غول پیکرِ غیر قابلِ تحملی هستند که حتی درکِ درستی از تکه پنیرِ رایگانِ قرار داده شده در میانِ یک تلهِ مکانیکیِ فلزیِ قابلِ روءیت ندارند دقیقاً برعکسِ آنچه که گربه ها به نظر می رسند در پیدا و پنهان . گربه …