به چند دلیل ساده می توان متونِ کتیبه ها و سنگ نبشته هاء منتسب به هخامنشیان علی الخصوص داریوش بزرگ فرزند ویشتاسب داماد کورش را جعلی دانست و به واسطهِ آن تمامِ تاریخی که برای این سلسله در کتبِ مورخین و باستان شناسان به رشته تحریر در آمده را رد کرد و باطل شمرد و به این نتیجه رسید که در بازهِ زمانیِ یاد شده چنین اتفاقاتی به وقوع نپیوسته است و این متون بعد ها به قصد و اغراضی دیگر توسط برخی از اسباطِ نابغهِ عبرانی سامی نگاشته شده است
. ۱.خودِ متنِ نگاشته شده در کتیبه بیستون که به طرزِ وسواس گونه ای می خواهد دقیق به نظر برسد، نحوِ جملات و قاعدهِ ساختِ واژگان در لفظ که بیشتر شبیه صده هاء آغازینِ میلادیست ۲.تاریخِ یاد شده در متن برای پادشاهانِ هشت نسل پیش از داریوش با مدتِ پادشاهی تا آن زمان و با زمان کلیِ پادشاهی هخامنشیان خوانش ندارد که البته پیشتر نویسنده ای در یکی از متونی که مطالعه نمودم به آن اشاره داشته است ۳.با مطالعه بصریِ الفاظ در خطوطِ مختلفِ هم عصر و پیش و پس از آن دوره متوجه می شویم در حوالیِ سه …
