<span class="vcard">ozer</span>
ozer

اوتیسم بسیار آرام بی سر و صدا در سکوت تو ر عادت می ده به مراقبت از دیگران به زیر نظر داشتن به گفتن چند باره یک جمله و بی شمار صدور یک دستور به جای دیگری اندیشیدن خود ر به جای دیگری گذاردن به جای دیگری چشیدن دیدن گفتن حتی شنیدن و تبدیل شدن به آدمی که خیلی سخت می شود او ر تحمل کرد بلاک شدن محصول نهایی این دیگرگونیست

در مرتبت رضا می بخشی و فراموش می کنی البته که در آن مرتبت سوژه مستقلی وجود ندارد تمامی امور در نهایت قطعیت پذیرفته شده است و هیچ پیش آمدی نبایست خاطرت ر مکدر کند

نه پرسش شکسپیر نه دغدغات دکارت و درایفوس هیچ کدامشان دیگر اهمیتی ندارند من عصبانی نیستم اگر کسی مرا دوست ندارد یا قابلیت دوست داشته شدن ندارم بایسته است عرض نمایم می دانم هر کسی به هر نحوی به این کمترین قرابت می جوید فقط دارد مرا تحمل می کند که پذیرفتن این کرکتر با چنین درون مایه ای کاریست بسیار دشوار

جهان جهانِ روسپی هاست، جهانِ خرید و فروش، جهانِ بالا آوردنِ اسیدِ رقیقِ کلر وسطِ یک پارلمان، جهانِ دادن و دریافتن، جهانِ نمایشِ باسن ها و لب ها و می می ها و ساق هاء کلفتِ پا در اروتیک ترین حالتِ ممکنه، جهانِ لُمپن ها، بی شعور ها، شغال ها، کفتار ها، روباه ها، گراز ها و مرگ اخلاقیات و آگاهی و افول انسانیت، دیجنر هاءِ سایکوپث این کُرهِ آبی ر فتح کرده اند بدونِ خون ریزی، امیدی به ریفرم، انقلاب و رهایی نیست، کسی بآید و مرا ببرد زیرِ دوش، بد فرم بوی ادرار گرفته ام و استفراغ