www.ozer.ir

www.ozer.ir

آقای کیانوش عیاری ویلای ساحلی اثبات کرد که شما یک مزخرف ساز اُوراِکپوز کلوین افتاده هستی که نه درام می دانی نه دکوپاژ و نه بازیگری و اکت که در بی استانداری پس از انقلاب سری توی سر ها در آوردی

مجتث مثمن مخبون محذوف همان مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن که از متفرعات ترکیب هزج و رمل است در می می نامه ابن عروض

. به روی هیکل صافت هلوی هسته جدا هزار بوسه بلغزد به لغلغه اما شلیل میوه سهلی برای لیسیدن بُوَد چو پشم ندارد مباد میوه ما . می می نامه ابن عروض

روستائیان تند خو نتراشیده و رذل اند و افرادی خائن هستند در هیچ رای و سخنی ثابت نیستند کثیف اند و دروغ می گویند و بی ادب و نزاکت اند

نازنینم در اینک روسپی می خوانیم؛ فاحشه ها به سینما نمی روند، فیلم نمی بینند، علاقه ای به مباحث اجتماعی سیاسی ندارند با آنچه که بشر به عنوانِ اثرِ مدرن خلق می کند رابطه ای ندارند، موزیک خوب نمی شنوند، تمِ موردِ علاقه آنها عشق است و بی شعوری، نهایتِ تلقیِ آنها از هنر و اثر آفرینی یک موزیکِ سخیفِ رمنتیکِ شش و هشت است و بشکن زدن و قر دادن با آن

فقط پانته آ پناهی ها می تونه امیر جعفری رو با اون همه دیالوگ هاء بی سر و ته از داخلِ مرداب بکشه بیرون، این افتضاح بصری و صوتی آب بسته شده فقط از دست دو نفر بر می اومد برزو نیکنژاد و نیما اقلیما به هر روی حلالت باشه امیر حلالت، پول قلمبه ای که برای سرودن این همه دیالوگِ بی ربط جلو دوربین گرفتی

شاید ارسلان میری بتواند آیدا پناهنده را در ملغمه ای به نام در انتهای شب پیدا کند میان کلیشه شدن آرکائیک هدی زین العابدینی و لکنت هاء بی وقفه پارسا پیروزفر

نمی خواهم دیگر تهران ر بیاوری اینجا نازنین، خیلی زود تمامیتِ اینجا ر بارِ وانت خواهم کرد و خواهم آورد به تهران، تمامِ آبیتِ آسمانش، سبزیتِ چمن زارانش با خون هائی که ریخته خواهند شد در انقلاب یا آزادی

سریال افعی تهران به نویسندگی پیمان معادی و کارگردانی سامان مقدم بیشتر شبیه مار آبی شاید هم کرم خاکی بود یک بی درامِ از هم گسیخته به شدت غیر منطقی و حوصله سر بر با گزافه گویی هاء بی شمار در شعار