www.ozer.ir

www.ozer.ir

این کمترین برای تولیدِ شرابِ قرمزِ بسیار با کیفیت از انگورِ کابرنت و کباب کردن دندهِ گوسفند در آتشِ مستقیمِ چوبِ فندق نه نیازی به ریاضی دارم نه فیزیک، حال چرا بشر تصمیم گرفته از شیمی صرفِ نظر کند و با دخیل کردنِ متر و معیار، فواصل ر بسنجد خود پرسشیست بی پاسخ، کافیست ابزار اندازه گیری ر حذف کنی، چشمانت ر ببندی و باندیشی، نه فاصله ای وجود خواهد داشت، نه متری، نه ریاضی، نه فیزیک، مزه می کنی، می بوئی، می شنوی و می اندیشی، فتح در وجودِ تو اتفاق می افتد، هیچ امری، شیئی، حیئی، بیرون از منیتِ خالق وجود ندارد، اینک خالق

جایزه تخم طلائی سخیف ترین سریال تمامی اعصار تاریخ ایران می رسد به ارتش سری رادیو اکتیو به تهیه کنندگی و کارگردانی محسن چگینی با امید به اینکه روزی برادران قاسم خانی پیمان و مهراب شفا یابند و دست از سر تلویزیون و سینمای ایران بردارند و با خود ناندیشند که بسیار می فهمند و به دست یا واسطه ای از جهل و اصرار خود گوه پندارانه رهانیده شوند و اینکه سطح سواد مبادی بصری فهم دراماتیک و شعور اجتماعی ایرانی ها آن چنان اعتلا یابد که اجازه رخ نمایی به هر لوده ای علی الخصوص پژمان جمشیدی و سام درخشانی و گوهر خیر اندیش و … را ندهند اوضاع اندیشه ای و سطح فهم در جهت تولید یک اثر استاندارد این نسل از مهران مدیری تا امیر مهدی ژوله و سروش صحت غفوریان جواد رضویان و دیگر اذناب و اخلافشان بسیار نا امید کننده مستهجن و بی اعتبار و بی ارزش است و صد البته که هر ملتی استاندارد هائی در سطح خود تولید می کند

سیستم یا استراکچر دارد جهان ر کنترل می کند، استراکچر افراد ر انتخاب می کند یا آنها ر در مسیرِ انتخابیِ خود قرار می دهد، هر مفهومی به عنوانِ گادفادر، بیگ برادر یا هر عنوان یا معنائی که بخواهد برای جهان، زعیمی به غیر از استراکچر بسازد یک توهمِ پساسرمایه داریست در جهتِ تحمیقِ الیت و توده

شیزوفرنی و دوشخصیتی ایرانی که ما داریم، ازیک‌طرف حاجت به حفظ اندیشۀ فضل پدر است بی‌آنکه ما را از آن حاصلی باشد و از طرف دیگر چسبیدن به این‌که عقیدۀ ما دربارۀ هر چیز، هر چه می‌خواهد باشد در یک‌کلام درست است ابراهیم گلستان

سال هاست که من به تنهایی زیستن عادت کرده ام، نه به عنوانِ اشرفِ مخلوقات نه، بل به عنوانِ تنها خالق، بیرون از من چیزی وجود ندارد هر چه هست در من است، آنچه دارد در بیرون از من اتفاق می افتد یک توهمِ امریست، به واقع وظیفه خالق دستبرد به دایرهِ امری زمانی مفهومیِ حولِ خود است یا شاید حتی درونِ خود که چیزی در بیرون وجود ندارد، خالق یا آفریننده دست هاش ر بلند می کند و معنائی ر بیرون می کشد آن اصیل ترین ر عرضه می کند برای تمامِ تو هائی که از خود ساخته است، هرچه آن مفهوم در حالتِ تبدیل از حاصلِ مصدر به اسمِ مصدر، اوریجینال تر بماند، عنوانِ ایجاد شده اصیل تر است همانند عنوانِ حُبّ که مفهومی روشن در ذهنِ من دارد یا خورشید