دارد از صبح در می زند با جامه سفید که اتفاقا تکه تکه نیست
. نمی توانست دیگر وقایع ر به ذهن بسپارد گردی ها و چه میزان خاکستری بودن عصر ها مغزش برای چنین به ثبت رساندنی کارایی لازم ر نداشت با پوستی شاخی شده زبر و صدفی استخوان هائی که صدا می دادند به هر حرکتی چروکیدگی زوال عقل در آینه کوچک نصب شده در درگاه خانه قدیمیشان به نظر می رسید و گوشی برای شنیدن اگر وجود می داشت ضربات انگشتان تشییع بر دیواره این تابوت و تلاوت فاتحه از میان خروار ها خاک می رود تا چشائی هم از دست رود و آخرین رایحه ای که از تو به خاطر …
سال های بی ثمر
. اجرای قالب شیب دار ترانزیشن سد رودبار لرستان که در دوازده متر با خطای زیر هشت میلیمتر به مهندس میلانچی تحویل شد و شگفتا از برخی دوستان سابق که در تهران قالب های ده سانتیمتری خود ر به رخ ما می کشیدند به هر روی رفقای قدیمی فقط درد سرند ابتدا آنها ر برای سه سال بایست بایگانی کرد و سپس دور انداخت
