<span class="vcard">ozer</span>
ozer

Avec tout le respect que je dois à Nathalie Heinich, je dois dire que parfois les fascistes ont raison

.. گاهی فاشیست ها درست می گویند بایست ببینیم چه کسی به چه منظوری اثری ر خلق کرده است و بر اساسِ این معیار می توان بسیاری از آنها ر نابود کرد به واقع بخش بزرگی از اثر آفرینان، مشتی سایکوپثِ دیجنر هستند که با محتواگریزی با تسلط بر فرم و ابزارِ ارائهِ آن توانستند از خود در عنوان اثرآفرین بسازند به واقع فرم پیام نیست وجهِ بصریست و وجه بصری نمی تواند مفهوم باشد امریست که در تفهیم شرکت می کند . Ebrahim Pourbagher May 2023

آقای کیانوش عیاری ویلای ساحلی اثبات کرد که شما یک مزخرف ساز اُوراِکپوز کلوین افتاده هستی که نه درام می دانی نه دکوپاژ و نه بازیگری و اکت که در بی استانداری پس از انقلاب سری توی سر ها در آوردی

مجتث مثمن مخبون محذوف همان مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن که از متفرعات ترکیب هزج و رمل است در می می نامه ابن عروض

. به روی هیکل صافت هلوی هسته جدا هزار بوسه بلغزد به لغلغه اما شلیل میوه سهلی برای لیسیدن بُوَد چو پشم ندارد مباد میوه ما . می می نامه ابن عروض

روستائیان تند خو نتراشیده و رذل اند و افرادی خائن هستند در هیچ رای و سخنی ثابت نیستند کثیف اند و دروغ می گویند و بی ادب و نزاکت اند

نازنینم در اینک روسپی می خوانیم؛ فاحشه ها به سینما نمی روند، فیلم نمی بینند، علاقه ای به مباحث اجتماعی سیاسی ندارند با آنچه که بشر به عنوانِ اثرِ مدرن خلق می کند رابطه ای ندارند، موزیک خوب نمی شنوند، تمِ موردِ علاقه آنها عشق است و بی شعوری، نهایتِ تلقیِ آنها از هنر و اثر آفرینی یک موزیکِ سخیفِ رمنتیکِ شش و هشت است و بشکن زدن و قر دادن با آن

فقط پانته آ پناهی ها می تونه امیر جعفری رو با اون همه دیالوگ هاء بی سر و ته از داخلِ مرداب بکشه بیرون، این افتضاح بصری و صوتی آب بسته شده فقط از دست دو نفر بر می اومد برزو نیکنژاد و نیما اقلیما به هر روی حلالت باشه امیر حلالت، پول قلمبه ای که برای سرودن این همه دیالوگِ بی ربط جلو دوربین گرفتی

شاید ارسلان میری بتواند آیدا پناهنده را در ملغمه ای به نام در انتهای شب پیدا کند میان کلیشه شدن آرکائیک هدی زین العابدینی و لکنت هاء بی وقفه پارسا پیروزفر

نمی خواهم دیگر تهران ر بیاوری اینجا نازنین، خیلی زود تمامیتِ اینجا ر بارِ وانت خواهم کرد و خواهم آورد به تهران، تمامِ آبیتِ آسمانش، سبزیتِ چمن زارانش با خون هائی که ریخته خواهند شد در انقلاب یا آزادی

سریال افعی تهران به نویسندگی پیمان معادی و کارگردانی سامان مقدم بیشتر شبیه مار آبی شاید هم کرم خاکی بود یک بی درامِ از هم گسیخته به شدت غیر منطقی و حوصله سر بر با گزافه گویی هاء بی شمار در شعار