Facebook
Twitter
WhatsApp
T.me/ozerir +989011010668 info@ozer
www.ozer.ir
Home
Food
Travel
Photography
Beauty
دستهبندی نشده
Logical Logic
22/02/2025
Read More
: Logical Logic
دستهبندی نشده
نمی شود آنچه مزه کردنیست را دید یا شنید یا خواند، ما محصولِ ترجمه هاء نادرستِ زندگی مان هستیم، ما نمی توانیم آنچه را که می شنویم یا می بینیم را بشنوانیم یا ببینانیم، جای اینکه درباره تندی و اثرات آن بر ذائقهِ دیگران رساله ای هفتاد من بنویسی، باید یک فلفلِ تند ر بدهی دستِ دیگران تا تندی و اثراتش ر خود تجربه کنند، ما محصولِ ترجمه هاء نادرست هستیم، نمی شود سمتِ اثرِ یک اثرِ موزیکال را معکوس نمود یعنی نمی شود آنچه شنیدنیست را شنیداند، آثار باید بر اساسِ حواسی که در خلقِ آن دخالت دارند درک شوند نه بر اساسِ توصیفاتِ حشوی، بالغ بر نود درصدِ تجربیاتِ ادراکی حسیِ ما بر اساسِ ترجمه هائی غلط و مغلطه جایگزینی دچار خطا و ناراستی و نادرستی است. بشر از زمانی که توانست بنویسد، ببیند و بشنود، تمامی ترجمه هاء حسی خود را بر اساس این سه حس بنیان نهاد و دچار مغلطه هائی بی شمار گشت، ما گمراه شدهِ ترجمه ها و ترجمه جاءِ خود هستیم
22/02/2025
Read More
: نمی شود آنچه مزه کردنیست را دید یا شنید یا خواند، ما محصولِ ترجمه هاء نادرستِ زندگی مان هستیم، ما نمی توانیم آنچه را که می شنویم یا می بینیم را بشنوانیم یا ببینانیم، جای اینکه درباره تندی و اثرات آن بر ذائقهِ دیگران رساله ای هفتاد من بنویسی، باید یک فلفلِ تند ر بدهی دستِ دیگران تا تندی و اثراتش ر خود تجربه کنند، ما محصولِ ترجمه هاء نادرست هستیم، نمی شود سمتِ اثرِ یک اثرِ موزیکال را معکوس نمود یعنی نمی شود آنچه شنیدنیست را شنیداند، آثار باید بر اساسِ حواسی که در خلقِ آن دخالت دارند درک شوند نه بر اساسِ توصیفاتِ حشوی، بالغ بر نود درصدِ تجربیاتِ ادراکی حسیِ ما بر اساسِ ترجمه هائی غلط و مغلطه جایگزینی دچار خطا و ناراستی و نادرستی است. بشر از زمانی که توانست بنویسد، ببیند و بشنود، تمامی ترجمه هاء حسی خود را بر اساس این سه حس بنیان نهاد و دچار مغلطه هائی بی شمار گشت، ما گمراه شدهِ ترجمه ها و ترجمه جاءِ خود هستیم
دستهبندی نشده
یه جور نگو ادمینستریتور و منیجر در عرصه ریل استیت که آب از لب و لوچمون آویزون شه، راحت باش بگو؛ دلال معاملات ملکی، بنگاهی، شارلاتان، لمپن، بی کلاس، سطح پائین، انگل، شغل کاذب، نابود کننده تولید و دشمن کار آفرینی که در زندگیش فقط دنبال ساختنِ فرصت از حاصل دست رنجِ دیگرانه و از ثمره فکر و تلاش و نیروی کار دیگران ارتزاق می کنه
19/02/2025
Read More
: یه جور نگو ادمینستریتور و منیجر در عرصه ریل استیت که آب از لب و لوچمون آویزون شه، راحت باش بگو؛ دلال معاملات ملکی، بنگاهی، شارلاتان، لمپن، بی کلاس، سطح پائین، انگل، شغل کاذب، نابود کننده تولید و دشمن کار آفرینی که در زندگیش فقط دنبال ساختنِ فرصت از حاصل دست رنجِ دیگرانه و از ثمره فکر و تلاش و نیروی کار دیگران ارتزاق می کنه
دستهبندی نشده
در بهترین حالت؛ هرمافرودیتی هستم محافظه کار، کانسرواتیستی سالخورده در مجلسِ عوام
16/02/2025
. کاش می توانستم دل ببندم مثلِ آن وقت ها، ونزدی هورمون هایم جا به…
Read More
: در بهترین حالت؛ هرمافرودیتی هستم محافظه کار، کانسرواتیستی سالخورده در مجلسِ عوام
دستهبندی نشده
نهنگِ قاتلِ من؛ ونزدی، یک عدد قلب دارم این روز ها که بی هیچ دلیلی می طپد و مغزی که می گویند تمامیِ گرایشاتِ مرا کنترل می نماید، معده ای که مادام بایست نشاسته، قند و پروتئین به آن عرضه نمود و روده هائی که محکومند به عبور، کبدی غیرِ چرب، شش هائی سالم و جفت کلیه هاء پر کار، یک آلتِ تناسلیِ کج و بیضه هائی تا به تا، پیکرِ نحیفم موزهءیست از گوشت، خون و استخوان، بی هیچ بازدید کنندهِ آشنا و غیر – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد، ابراهیم پورباقر
16/02/2025
Read More
: نهنگِ قاتلِ من؛ ونزدی، یک عدد قلب دارم این روز ها که بی هیچ دلیلی می طپد و مغزی که می گویند تمامیِ گرایشاتِ مرا کنترل می نماید، معده ای که مادام بایست نشاسته، قند و پروتئین به آن عرضه نمود و روده هائی که محکومند به عبور، کبدی غیرِ چرب، شش هائی سالم و جفت کلیه هاء پر کار، یک آلتِ تناسلیِ کج و بیضه هائی تا به تا، پیکرِ نحیفم موزهءیست از گوشت، خون و استخوان، بی هیچ بازدید کنندهِ آشنا و غیر – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد، ابراهیم پورباقر
دستهبندی نشده
هشت پا ها نمی تونَن دست بِدَن، فقط پا می دن، اما با اینکه می تونن کلی پا بِدَن، تو پا دادن به پای هزار پا ها نمی رسند، خواستم عرض کرده باشم که می دونم دو تا پا بیشتر نداری و کلا سیستمِ پا دادنت ایراد داره، دستِ خودت هم نیست، اینه که می خوای ادا ماهی ها رو در بیاری، لیز، ادا پا نداده ها رو، راستی تو داهاتِ ما هر کی بگه پا ندادم، دو بار داده
15/02/2025
Read More
: هشت پا ها نمی تونَن دست بِدَن، فقط پا می دن، اما با اینکه می تونن کلی پا بِدَن، تو پا دادن به پای هزار پا ها نمی رسند، خواستم عرض کرده باشم که می دونم دو تا پا بیشتر نداری و کلا سیستمِ پا دادنت ایراد داره، دستِ خودت هم نیست، اینه که می خوای ادا ماهی ها رو در بیاری، لیز، ادا پا نداده ها رو، راستی تو داهاتِ ما هر کی بگه پا ندادم، دو بار داده
دستهبندی نشده
یک روزی واقعیت از دلِ موهومات و جعلیات و قلبیات تاریخ سر بر خواهد آورد روزی که بسیاری متوجه خواهند شد لوح گلی منشور کورش و خط میخی روی آن به لحاظ تاریخ باستان شناسی هیچ ارزش و اعتباری ندارد، روزی که پیشدادیان، کیانیان و اشکانیان بتوانند بر شایعه پراکنی ها و دروغ هاء ساسانیان و اخلاف یونانی، سامی، اروپائیشان غلبه کنند
15/02/2025
Read More
: یک روزی واقعیت از دلِ موهومات و جعلیات و قلبیات تاریخ سر بر خواهد آورد روزی که بسیاری متوجه خواهند شد لوح گلی منشور کورش و خط میخی روی آن به لحاظ تاریخ باستان شناسی هیچ ارزش و اعتباری ندارد، روزی که پیشدادیان، کیانیان و اشکانیان بتوانند بر شایعه پراکنی ها و دروغ هاء ساسانیان و اخلاف یونانی، سامی، اروپائیشان غلبه کنند
دستهبندی نشده
می توانم یک خرس باشم، پشم آلود، زشت، بدترکیب، با هر قید یا صفتی تعمیمی که بخوانیش؛ رفیقِ زنبور ها و عسل یا میوه هاء قهوهءی، بنفش، آذرنمون. می توانم ساعت ها شکار کنم؛ ماهی، در شیبِ رودخانهءی که ممکن است بریزد به دریا، آزاد، پشت آبی. می توانم هر چیز دیگری باشم، حتی غیرِ خرس. یک سوسکِ کوچکِ فاضلاب، برای دیدنِ برجستگی هات، سر بر آورده از سوراخی که راه دارد به تاریکیِ غیرِ قابلِ تحملِ خانهءت، گاهی داغ و همیشه نمور. من می توانم هر چه باشم، هنگامی که در چند قدمیِ تو، بوئی ر استشمام می کنم که شبیهِ رایحهِ هر چیزی می تواند باشد که من دیوانه وار دوستش دارم. تاکسیدرمی در صبح ولنتاین – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر
14/02/2025
Read More
: می توانم یک خرس باشم، پشم آلود، زشت، بدترکیب، با هر قید یا صفتی تعمیمی که بخوانیش؛ رفیقِ زنبور ها و عسل یا میوه هاء قهوهءی، بنفش، آذرنمون. می توانم ساعت ها شکار کنم؛ ماهی، در شیبِ رودخانهءی که ممکن است بریزد به دریا، آزاد، پشت آبی. می توانم هر چیز دیگری باشم، حتی غیرِ خرس. یک سوسکِ کوچکِ فاضلاب، برای دیدنِ برجستگی هات، سر بر آورده از سوراخی که راه دارد به تاریکیِ غیرِ قابلِ تحملِ خانهءت، گاهی داغ و همیشه نمور. من می توانم هر چه باشم، هنگامی که در چند قدمیِ تو، بوئی ر استشمام می کنم که شبیهِ رایحهِ هر چیزی می تواند باشد که من دیوانه وار دوستش دارم. تاکسیدرمی در صبح ولنتاین – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر
دستهبندی نشده
عروس هاء مرده نمی توانند نهنگ هاء قاتلِ این اقیانوسِ پهناور باشند؛ ونزدی، گربه ها، گرگ ها و چه زمان هائی که هدر رفت در تشریح، در شناختِ آناتومیِ خُلقیِ خرس هائی که نتوانستند شرافت پیشه کنند و سخاوت، همان گونه که پیشتر عرض شد؛ نهنگ هاء قاتل شاید بتوانند مادر هاء خوبی برای فرزندانشان باشند – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر
13/02/2025
Read More
: عروس هاء مرده نمی توانند نهنگ هاء قاتلِ این اقیانوسِ پهناور باشند؛ ونزدی، گربه ها، گرگ ها و چه زمان هائی که هدر رفت در تشریح، در شناختِ آناتومیِ خُلقیِ خرس هائی که نتوانستند شرافت پیشه کنند و سخاوت، همان گونه که پیشتر عرض شد؛ نهنگ هاء قاتل شاید بتوانند مادر هاء خوبی برای فرزندانشان باشند – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر
دستهبندی نشده
زمانی که دکارت درباره اندیشه سخن گفت ژو پانه دونک ژو سوئی سپس کنت درباره پازیتیویسم کسی فکر نمی کرد به جائی برسیم که انشتین در تئوری زمان تاخیری برسد به اینکه چیزی جز زمان وجود ندارد و باگی ذرات را به دو شکاف موازی شلیک کند و هیگز به چیزی برسد که اکنون رسیده ایم و هایزنبرگ درباره اصل عدم قطعیت حرف بزند و ادعا کند که دو خط موازی، موازی نیستند و درایفوس با نقض دکارت بگوید ژو سوئی دونک ژو پانه حال هم من می گویم شاید روز توانستند دیگران حرف هاء کوپرنیک یا گالیله عصر خود ر درک کنند؛ وجود، موجود نیست، چیزی وجود ندارد تنها یک ویلِ بزرگ است یک امر یک ارادهِ سابژکتیو که اتصالی به ماده ندارد، فیزیک و متافیزیک مصنوعهِ خطاء دانشمندانیست که فکر می کنند وجود دارند، تو چیزی نیستی هر چه که هست منم، تو وجود ندارد، پایان عرایضم
13/02/2025
Read More
: زمانی که دکارت درباره اندیشه سخن گفت ژو پانه دونک ژو سوئی سپس کنت درباره پازیتیویسم کسی فکر نمی کرد به جائی برسیم که انشتین در تئوری زمان تاخیری برسد به اینکه چیزی جز زمان وجود ندارد و باگی ذرات را به دو شکاف موازی شلیک کند و هیگز به چیزی برسد که اکنون رسیده ایم و هایزنبرگ درباره اصل عدم قطعیت حرف بزند و ادعا کند که دو خط موازی، موازی نیستند و درایفوس با نقض دکارت بگوید ژو سوئی دونک ژو پانه حال هم من می گویم شاید روز توانستند دیگران حرف هاء کوپرنیک یا گالیله عصر خود ر درک کنند؛ وجود، موجود نیست، چیزی وجود ندارد تنها یک ویلِ بزرگ است یک امر یک ارادهِ سابژکتیو که اتصالی به ماده ندارد، فیزیک و متافیزیک مصنوعهِ خطاء دانشمندانیست که فکر می کنند وجود دارند، تو چیزی نیستی هر چه که هست منم، تو وجود ندارد، پایان عرایضم
←
Prev
1
…
19
20
21
22
23
…
68
Next
→