www.ozer.ir

www.ozer.ir

میانِ گرگ ها، گربه ها، شغال ها، شیر ها، فیل ها، نمی توانی به دنبال نهنگی باشی با چشم هائی برجسته و کشیده، گربه ها، سگ ها، خشکی زِیَند و نهنگ ها بی هیچ آرایشِ اضافهءی غوطه ور در عظمتی که تا چشم کار می کند آبی – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر

آرت ر بایست خورد، آرتی که خوردنی نباشه قطعا پوشیدنیست یا دیدنی و شنیدنی شاید لمس کردنی یا بوئیدنی، البته اگر آرت به عنوان یک واژهِ ناسره و غیرِ اصیل وجود داشته باشه – شنیتسل با پنیر اضافه اثری بی نظیر از ابراهیم پورباقر

چنانچه روزی بشوم رئیس خانه موسیقی ایران با مسئولیت نامحدود، دستور خواهم داد تمامی آثار موسیقائی کودکان و نوجوانانِ کانون پرورش فکری ایران که در تنالیته مینور ساخته شده است ر جمع آوری و نابود گردانند – پارتیتور پیوست همون آهنگ معروف کودکانه از ساخته هاء این کمترینه در ماژورِ دو که پگاه آهنگرانی در یکی از فیلم هاش اون رو با دهن اجرا می کنه و نمی دونم چرا این موزیک رو اینتروی برنامه کودک معرفی می کنه

اکثر کسانی که درباره مورالیتی، ایکوآلیتی، جنتلیتی، سیمپثی و پرستیژ در قامت و عنوانِ مدیر یا کار آفرین حرف می زنند؛ علی الخصوص اگر ماده و هتروسکشوال باشند، روسپی هاءِ فاحشه ای هستند که به وسیلهِ چنین بیان مندیِ اخلاق مدارانهِ پیمبر گونه ای به دنبالِ ماله کشی روی گذشتهِ حقیرانهِ خود و فراموش کردنِ آنچه که بودند هستند و با بازخریدِ گناهانِ خود در یک اینترپشیکِ خود گولاننده می خواهند با ساختنِ یک ماسکِ جدید، دیگران را هم بگولانند. غافل از اینکه بوی تعفنِ این دروغ گوهاء کثیفِ کثافت، این گدا هاءِ موذی که به هیچ وجه تغییری در درون مایه شان اتفاق نافتاده از زیرِ هزاران ماسک قابلِ بوئیدن و استنشاق است

با سرش راه می رفت، دقیقا روی جفت چشم هاش، استنشاق اکنون وظیفه ای بود محول شده به دیگر عضو هاش؛ کودکی که قرار بود نوبل بگیرد در ادبیات

می دانم که در مازندران کسی به گردِ پایت نمی رسید، جمشید شجاعیان یک پیانیستِ موزیک دانِ موسیقی شناسِ بی رقیب و متفاوتِ کلارستاقی که در امرِ آموزش و فرایند اجتماعی شدنِ موزیک در غرب مازندران به گردنِ خیلی ها حق دارد، یادش گرامی باد