
-
همین طور پیش برود فکر می کنم که من بایست هزینه صاف شدنِ باسنِ برخی را روی صندلی فروشگاه ها هم بپردازم
.
همین طور پیش برود فکر می کنم که من بایست هزینه صاف شدنِ باسنِ برخی را روی صندلی فروشگاه ها هم بپردازم، که انگار من رئیس انجمنِ هزینه پردازانِ ایران هم هستم، دوستِ کودکِ کوچکِ به ظاهر متمدنم، در اخلاقیات فضیلتی وجود ندارد همان گونه که در هنر و عشق و زیبائی، که سره نیستند، اصالت ندارند، اوریجینالیتی در آنچه که بتواند هنر باشد؛ فنّ است و به تبعِ آن تجارت، یعنی من کالائی که بتواند کارکرد یا کاربردی را داشته باشد یا نداشته باشد به واسطه ذوق و قریحه ام تحتِ قواعدِ پیچیدهِ ریاضی، فیزیکی و طبیعی بفروشم به دیگری یا دیگران، لذا مادامی که شما در مسیرِ فروش قرار نگیری نمی توانی آنچه که داری را به پول و غایتا آرامش، تبدیل کنی؛ امنیتِ غذائی، مکانی، پوشاکی، روانی و جسمی، هنر اصالتاً وجود ندارد و بالتبع هنرمند، پس آنچه به عنوان هنر خلق و سپس ارائه می شود قابلِ فروختن نیست، در نتیجه از مسیرِ هنر و هنرمندی نمی توان به پول رسید، شبهِهِ بزرگ؛ دخالتِ ایدیِ سرمایه داری در میانجی گری است که او یا عده ای تصمیم می گیرند آنچه تو و هم اندیشانت نامِ هنر بر آن نهاده اید را به کالائی تبدیل کنند قابلِ فروش تا تو و آنها به این واسطه به شهرت و پول برسید برای ادامه پیدا کردنِ نمایشِ تحمیق در کاربستِ سرمایه داری که ساختِ توهمی بزرگ است برای تو و تمامِ کودک هاء کوچکِ متوهمِ مثلا هنرمندِ دیگر که آه شاید من گوهی هستم، نه عزیزم تو هیچ وقت هیچ گوهی نبودی، نیستی و نخواهی شد -
ابراهیم پورباقر
.
ابراهیم پورباقر
در ۲۲ تیر ماه ۱۳۵۷ در شهر چالوس، استان مازندران، ایران در خانواده ای بسیار ایدئولوگ و سیاسی به دنیا آمد
تحصیلات مقدماتی را در همان شهر و دبیرستان را در نوشهر به پایان رسانید و برای فرا گرفتن موزیک در رشته سلفژ به آموزشگاه نینوا در تهران خیابان ویلا رفت و توانست دوره مقدماتی سلفژ را نزد استاد کیومرث شمس پیرزاده فرا بگیرد و دوره پیشرفته را نزد ناخدا علی سنگاچینی فرمانده یگان موزیک نیروی دریائی ارتش در ملوان بندر انزلی بگذراند و در همان زمان توانست در مقطع کارشناسی رشته کارگردانی سینما دانشگاه سوره تهران پذیرفته و سال ها بعد از همان دانشگاه فارغ التحصیل شود
البته که او نخستین اثر ادبی بحث برانگیزش را در میانه تحصیلاتش به همراه میثاق بنی مهد با عنوان در را ببند آنقدر زندگی کن تا بمیری در تهران به چاپ رساند که توانست در زمان خود اثر قابل توجهی را بر برخی محافل ادبی بگذارد تا جایی که بر اساس یکی از آثار همان کتاب به قلم او، انیمیشنی با عنوان چرا این تلفن زنگ نمی زند در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخته شد
تلاش ابراهیم بر این بود که فراگیری و تحقیق در عرصه ادبیات، موزیک و تصویر را هم زمان پیش برد و در راستاء این هدف به مطالعه منابع مختلف بپردازد زان روی به عنوان مثال او تئوری بنیادین موسیقی پرویز منصوری را خط به خط از بر شد و در همین مسیر موفق به وضع قوانینی در جهتِ معرفی ادبیات عمودی و افقی فضائی گردید تا جایی که با بررسی ضد تعمیمی واژگان، لغات را بر اساس اصالت در ترازوی سنجه ای قرار داد تا سره یا ناسره گی شان مشخص شود که این امر منجر به خلق صرف و نحوی تازه در زبان و ادبیات فارسی و پرده بندی موسوم به بیست درجه ای یک سوم پرده در موزیک سینه به سینه و قجری ایران شد
او واضعِ هنرمرگی و مرگِ اثر و خودتخریبی واژگان و نیستواژگی است و از نظر او برخی لغات مصطلح نظیر شعر، هنر و عشق تعمیمی و فاقدِ ارزشِ محتوائیِ مشخص و واضحند، پس زمانهِ فلسفیدن دیرگاهیست که گذشته و گاه، گاهِ منطقِ منطقیست







