Facebook
Twitter
WhatsApp
T.me/ozerir +989011010668 info@ozer
www.ozer.ir
Home
Food
Travel
Photography
Beauty
دستهبندی نشده
با سرش راه می رفت، دقیقا روی جفت چشم هاش، استنشاق اکنون وظیفه ای بود محول شده به دیگر عضو هاش؛ کودکی که قرار بود نوبل بگیرد در ادبیات
04/02/2025
·
by
ozer
←
Previous:
The Nature of Men – Miss Tonal – Ebrahim Pourbagher ترانه جنس مرد در فرم میس تونال از ابراهیم پورباقر
Next:
اکثر کسانی که درباره مورالیتی، ایکوآلیتی، جنتلیتی، سیمپثی و پرستیژ در قامت و عنوانِ مدیر یا کار آفرین حرف می زنند؛ علی الخصوص اگر ماده و هتروسکشوال باشند، روسپی هاءِ فاحشه ای هستند که به وسیلهِ چنین بیان مندیِ اخلاق مدارانهِ پیمبر گونه ای به دنبالِ ماله کشی روی گذشتهِ حقیرانهِ خود و فراموش کردنِ آنچه که بودند هستند و با بازخریدِ گناهانِ خود در یک اینترپشیکِ خود گولاننده می خواهند با ساختنِ یک ماسکِ جدید، دیگران را هم بگولانند. غافل از اینکه بوی تعفنِ این دروغ گوهاء کثیفِ کثافت، این گدا هاءِ موذی که به هیچ وجه تغییری در درون مایه شان اتفاق نافتاده از زیرِ هزاران ماسک قابلِ بوئیدن و استنشاق است
→