<span class="vcard">ozer</span>
ozer

نهنگِ قاتلِ من؛ ونزدی، یک عدد قلب دارم این روز ها که بی هیچ دلیلی می طپد و مغزی که می گویند تمامیِ گرایشاتِ مرا کنترل می نماید، معده ای که مادام بایست نشاسته، قند و پروتئین به آن عرضه نمود و روده هائی که محکومند به عبور، کبدی غیرِ چرب، شش هائی سالم و جفت کلیه هاء پر کار، یک آلتِ تناسلیِ کج و بیضه هائی تا به تا، پیکرِ نحیفم موزهءیست از گوشت، خون و استخوان، بی هیچ بازدید کنندهِ آشنا و غیر – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد، ابراهیم پورباقر

هشت پا ها نمی تونَن دست بِدَن، فقط پا می دن، اما با اینکه می تونن کلی پا بِدَن، تو پا دادن به پای هزار پا ها نمی رسند، خواستم عرض کرده باشم که می دونم دو تا پا بیشتر نداری و کلا سیستمِ پا دادنت ایراد داره، دستِ خودت هم نیست، اینه که می خوای ادا ماهی ها رو در بیاری، لیز، ادا پا نداده ها رو، راستی تو داهاتِ ما هر کی بگه پا ندادم، دو بار داده

یک روزی واقعیت از دلِ موهومات و جعلیات و قلبیات تاریخ سر بر خواهد آورد روزی که بسیاری متوجه خواهند شد لوح گلی منشور کورش و خط میخی روی آن به لحاظ تاریخ باستان شناسی هیچ ارزش و اعتباری ندارد، روزی که پیشدادیان، کیانیان و اشکانیان بتوانند بر شایعه پراکنی ها و دروغ هاء ساسانیان و اخلاف یونانی، سامی، اروپائیشان غلبه کنند

می توانم یک خرس باشم، پشم آلود، زشت، بدترکیب، با هر قید یا صفتی تعمیمی که بخوانیش؛ رفیقِ زنبور ها و عسل یا میوه هاء قهوهءی، بنفش، آذرنمون. می توانم ساعت ها شکار کنم؛ ماهی، در شیبِ رودخانهءی که ممکن است بریزد به دریا، آزاد، پشت آبی. می توانم هر چیز دیگری باشم، حتی غیرِ خرس. یک سوسکِ کوچکِ فاضلاب، برای دیدنِ برجستگی هات، سر بر آورده از سوراخی که راه دارد به تاریکیِ غیرِ قابلِ تحملِ خانهءت، گاهی داغ و همیشه نمور. من می توانم هر چه باشم، هنگامی که در چند قدمیِ تو، بوئی ر استشمام می کنم که شبیهِ رایحهِ هر چیزی می تواند باشد که من دیوانه وار دوستش دارم. تاکسیدرمی در صبح ولنتاین – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر

عروس هاء مرده نمی توانند نهنگ هاء قاتلِ این اقیانوسِ پهناور باشند؛ ونزدی، گربه ها، گرگ ها و چه زمان هائی که هدر رفت در تشریح، در شناختِ آناتومیِ خُلقیِ خرس هائی که نتوانستند شرافت پیشه کنند و سخاوت، همان گونه که پیشتر عرض شد؛ نهنگ هاء قاتل شاید بتوانند مادر هاء خوبی برای فرزندانشان باشند – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر

زمانی که دکارت درباره اندیشه سخن گفت ژو پانه دونک ژو سوئی سپس کنت درباره پازیتیویسم کسی فکر نمی کرد به جائی برسیم که انشتین در تئوری زمان تاخیری برسد به اینکه چیزی جز زمان وجود ندارد و باگی ذرات را به دو شکاف موازی شلیک کند و هیگز به چیزی برسد که اکنون رسیده ایم و هایزنبرگ درباره اصل عدم قطعیت حرف بزند و ادعا کند که دو خط موازی، موازی نیستند و درایفوس با نقض دکارت بگوید ژو سوئی دونک ژو پانه حال هم من می گویم شاید روز توانستند دیگران حرف هاء کوپرنیک یا گالیله عصر خود ر درک کنند؛ وجود، موجود نیست، چیزی وجود ندارد تنها یک ویلِ بزرگ است یک امر یک ارادهِ سابژکتیو که اتصالی به ماده ندارد، فیزیک و متافیزیک مصنوعهِ خطاء دانشمندانیست که فکر می کنند وجود دارند، تو چیزی نیستی هر چه که هست منم، تو وجود ندارد، پایان عرایضم

אני נבואה מאזאנדראני שאחוז הטעות בנבואות שלי הוא בערך עשרים וחמישה אחוזים البته در کنارِ پیشگوئی کار اصلیِ من تحلیلِ داده است وقوع الگوریتمیک وقایع رو در نظر می گیرم و وقوعِ دوباره اون ها یا ما به ازاء اون ها رو پیشبینی می کنم من فکر می کنم تمامیِ امور در جائی بیرون از من پیشتر اتفاق افتاده اما خارج از من هم نیست پس دستم رو بلند می کنم در مسیرِ دریافت و آینده ای که گذشته است رو استخراج می کنم، من ابراهیم پورباقر هستم کلاغ علیل ، تنها پرنده شهر ؛ کارشناس خط ، آثار باستانی ، اشیاء عتیقه ، زبان شناس و مشاور در زمینه خرید سیستم ها و دستگاه هاء فلز یاب ، طلا یاب ، معدن یاب ، شعاع زن و ردیاب ، نقطه زن ، پالسی القائی ، وی ال اف و جی پی آر تصویری ، که درباره هنرمرگی ، مرگ اثر ، نیستواژگی ، پایان فلسفیدن ، پایان شعر ، خودتخریبی واژگان و وجوهات افتراقی واژه هاء اصیلِ سره از غیر اوریجینال ناسره هم حرف هاء بسیاری دارم

شاید هر چیزی را بشود فراموش کرد، هر کسی را، اما تو را نه نمی شود؛ ونزدی، اکنون که دارم برایت می نویسم، تو باید نهنگی شده باشی بالغ و ماده که سال هاء نه نسبتا زیادی فاصله داری از یائسگی، اکنون که دارم برایت می نویسم فُک هاء زیادی را بایست شکار کنی برای فرزندت و کوسه هاء بالغ بسیاری را باید از سرِ راه برداری، با صدائی گرفته و خش دار که تلاش می کنی به عنوان یک الگوء ثابتِ وراثتی انتقال دهی به اخلافت – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر

نمی خوام قهرمان باشم، و در مبارزهءی که ازش پول در نمیاد شرکت کنم، نهنگ هاء قاتل بی دلیل شکار نمی کنند و زایمان، قهرمان ها آدم هاء معمولیِ داستانند، من نمی خوام آدمِ معمولیِ این داستان باشم – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر