<span class="vcard">ozer</span>
ozer

از پسر دلفینی تا قهوه پدری از پل طبیعت تا برج میلاد از هیچ تا پیچ همه و همه محصولِ نبودِ اندیشه و مطالعهِ اثر آفرینان است، جائی که هر بی سوادِ مکتب نرفتهءی می تواند به مدد تکنولوژی و در اختیار گرفتنِ ابزار ها و نرم افزار ها چند تیپ خلق کند و در یک نادرامِ بی سر و تهِ فرم گرا افاضهِ فضل نماید؛ بی مایه، ناقص، بی محتوا، سطحی و سخیف

Earth worth is billions of dollars, your share of it, is even if as much as you bite the zipper pants, so you are the winner too – Ebrahim Pourbagher – The Impotent Raven

. ‌زمینی که میلیارد ها دلار می ارزد اگر سهم تو حتی به اندازه گاز زدن به یک زیپ شلوار باشد، تو باز برنده ای . گزیده گویی هاء کلاغ علیل ابراهیم پورباقر

میانِ گرگ ها، گربه ها، شغال ها، شیر ها، فیل ها، نمی توانی به دنبال نهنگی باشی با چشم هائی برجسته و کشیده، گربه ها، سگ ها، خشکی زِیَند و نهنگ ها بی هیچ آرایشِ اضافهءی غوطه ور در عظمتی که تا چشم کار می کند آبی – ونزدی؛ نهنگ قاتلی که می تواند مادر خوبی برای فرزندش باشد – ابراهیم پورباقر

آرت ر بایست خورد، آرتی که خوردنی نباشه قطعا پوشیدنیست یا دیدنی و شنیدنی شاید لمس کردنی یا بوئیدنی، البته اگر آرت به عنوان یک واژهِ ناسره و غیرِ اصیل وجود داشته باشه – شنیتسل با پنیر اضافه اثری بی نظیر از ابراهیم پورباقر

چنانچه روزی بشوم رئیس خانه موسیقی ایران با مسئولیت نامحدود، دستور خواهم داد تمامی آثار موسیقائی کودکان و نوجوانانِ کانون پرورش فکری ایران که در تنالیته مینور ساخته شده است ر جمع آوری و نابود گردانند – پارتیتور پیوست همون آهنگ معروف کودکانه از ساخته هاء این کمترینه در ماژورِ دو که پگاه آهنگرانی در یکی از فیلم هاش اون رو با دهن اجرا می کنه و نمی دونم چرا این موزیک رو اینتروی برنامه کودک معرفی می کنه

اکثر کسانی که درباره مورالیتی، ایکوآلیتی، جنتلیتی، سیمپثی و پرستیژ در قامت و عنوانِ مدیر یا کار آفرین حرف می زنند؛ علی الخصوص اگر ماده و هتروسکشوال باشند، روسپی هاءِ فاحشه ای هستند که به وسیلهِ چنین بیان مندیِ اخلاق مدارانهِ پیمبر گونه ای به دنبالِ ماله کشی روی گذشتهِ حقیرانهِ خود و فراموش کردنِ آنچه که بودند هستند و با بازخریدِ گناهانِ خود در یک اینترپشیکِ خود گولاننده می خواهند با ساختنِ یک ماسکِ جدید، دیگران را هم بگولانند. غافل از اینکه بوی تعفنِ این دروغ گوهاء کثیفِ کثافت، این گدا هاءِ موذی که به هیچ وجه تغییری در درون مایه شان اتفاق نافتاده از زیرِ هزاران ماسک قابلِ بوئیدن و استنشاق است