<span class="vcard">ozer</span>
ozer

اون وقت ها که سمیرا خانزاده می رفت در اتاق تدوین برای صداگذاری یک آینه قدی بود تو استودیو که هر روز صبح می ایستاد جلوش و به خانِ زادهِ سمیرا لبخند می زد و براش دست تکون می داد

After the matriarchy, sex was a revenge for men, even if some men did not know about it those men unconsciously did it, and some smarter men invented love for the reasons. The original of this historical revenge should not be seen clearly. Of course it was right for men, because in the previous millennia women who were powered by taking role in the primitive tribes, were forceing men make every inappropriate work

انگار بایست تمامِ تصاویر و طرح ها و چیدمان و دیزاین و صفحه آرائیِ کتاب پلاستیک شفاف هدیه پستچی دیوانه را که در سال ۹۸ توسط یک طراحِ غیرِ مسئولِ غیرِ حرفه ای انجام شده است دور بریزم، متاسفانه با خلفِ وعده و عدمِ پایبندی گرفیستِ اثر به قواعدِ صنعتِ چاپ و نشرِ حرفه ای و نگاهِ به شدت فرمالیستی و غیرِ عمیقِ ایشان نسبت به اثر، متاثر از روحیاتِ سطحی نگرِ وابسته به ابزار و تکنیک نه ایده و طرح، نسخه قابلِ توجهی از اثرِ یاد شده در دسترس نیست و آنچه به عنوان نسخه فاینالِ ادیت شده تحویل گردید مملو از ایراداتی بی شمار و فزون منشعب از دخالتِ ایشان در کسوتِ صفحه آرا در کارِ اثر آفرین و ایجادِ اختلال و پارازیت در امرِ اثر رسانیست که این امر مویدِ عدمِ شناختِ ایشان نسبت به جایگاهِ خود در پروسهِ تولید است، شایان ذکر است که ایشان از برگزیدگان پنت اواردز و بزرگان صنعت چاپ و بسته بندی و گرفیک دیزاین بودند

هشت پا ها نمی تونَن دست بِدَن، فقط پا می دن، اما با اینکه می تونن کلی پا بِدَن، تو پا دادن به پای هزار پا ها نمی رسند، خواستم عرض کرده باشم که می دونم دو تا پا بیشتر نداری و کلا سیستمِ پا دادنت ایراد داره، دستِ خودت هم نیست، اینه که می خوای ادا ماهی ها رو در بیاری، لیز، ادا پا نداده ها رو، راستی تو داهاتِ ما هر کی بگه پا ندادم، دو بار داده

خیلی بایست احمق باشی که فکر کنی کسی برای مشتی خط، رنگ، نوشته یا صوت به تو پول می پردازد، پول از سه کانال به تو تزریق می شود؛ یکی حماقتِ افراد که از اثر و اثر آفرینی و اثر رسانی چیزی نمی دانند، کانال یا مسیر دوم از طریق کسانی است که به تو گرایشاتی از هر جنس و گونه ای دارند، کانال سوم در اثرِ سفارش یا درخواستِ کسانی ایجاد می شود که در پشتِ پردهِ مدیریت یا کنترلِ رضایتِ ناحیه ای یا جهانی هستند، توسطِ دستور از بالا، دیوانه همه اش تمامش سرِ کاریست و بازی، یک بازیِ چرک و نخ نماء بورژوآزانه

احمق کسیست که فکر می کند می شود با فروختنِ چند تابلو یا عکس صاحبِ خانه شد و اتومبیل و احمق تر کسی که به ادامهِ چنین مسیری اصرار می ورزد Kazimir Malevich – Suprematism, 1915-16

همین طور پیش برود فکر می کنم که من بایست هزینه صاف شدنِ باسنِ برخی را روی صندلی فروشگاه ها هم بپردازم

. همین طور پیش برود فکر می کنم که من بایست هزینه صاف شدنِ باسنِ برخی را روی صندلی فروشگاه ها هم بپردازم، که انگار من رئیس انجمنِ هزینه پردازانِ ایران هم هستم، دوستِ کودکِ کوچکِ به ظاهر متمدنم، در اخلاقیات فضیلتی وجود ندارد همان گونه که در هنر و عشق و زیبائی، که سره نیستند، اصالت ندارند، اوریجینالیتی در آنچه که بتواند هنر باشد؛ فنّ است و به تبعِ آن تجارت، یعنی من کالائی که بتواند کارکرد یا کاربردی را داشته باشد یا نداشته باشد به واسطه ذوق و قریحه ام تحتِ قواعدِ پیچیدهِ ریاضی، فیزیکی و طبیعی بفروشم …

شیر سنگی ماده من، تاب آوریِ آن همه مرارت نمی تواند آسان باشد، هوا زدگی، بوران و برف، فرو سرخ ها فرا بنفش، سال ها پیش نخستین بر آمدنِ خورشید در غروبِ یک ماه، خواستم این ها ر برایت بگویم و جذابیت هاء یک زنِ آرکائیک در لباس؛ مثلثی که روی قاعده اش قرار گرفته است و من اینجا در عدمِ تعادلی موروثی هنوز که هنوز است ظهر هاء چهارشنبه را به یاد می آورم در میانهِ خیابانی که می توانست برسد به تو با یک سلام و یک خدا نگه دار که بدهکاریم به هم با بوسه هائی بسیار – بی هیچ تاءِ اضافهءی، اسفینکس؛ تنها شیر سنگی ماده من