<span class="vcard">ozer</span>
ozer

مهندس حسین کیاکجوری نازنینم خرسندی یعنی دایره رفاقتت آن چنان تنگ شود که کسی جز تو نتواند در آن جای گرفت به ویژه خاکستری هاء زبون ترسو بی تفاوت و ماله کش عافیت طلب که برای لقمه نانی شاید یک استکان چای بیشتر مشتی پول کثیف حتی جرات نمی کنند کف بزنند پای دار ها

امان از فرومایه گی و فرومایه گان، شرمسارم اگر در برهه ای از زندگانیم چونان به نظر رسیدم، زان روی حاضرم چون اُدیپوس بی هیچ هم دمی بر بلنداءِ اذعان و اقرار قرار گیرم و خنجر آختهِ ندامت ر بر دیدگانم فرو برم، برچیده باد بی شرفی، بی عنوانی، دنائت، زعارت، رذالت، خیانت و خباثت، پاینده شرافت، مناعت و کرامت

دلارِ کاغذیِ با پشتوانه چیست دلارِ کاغذیِ با پشتوانه، تولید است، ماشین، غذا، ساختمان، اسلحه، موشک، حتی آدم و دارو و کامپیوتر، اما کاغذِ دلاریِ بی پشتوانه چیست کاغذِ دلاریِ بی پشتوانه هیچ چیزی نیست، فیات است و با نابودیِ آنچه در پروسهِ تولید، تولید شده است، تبدیل به دلارِ کاغذی می شود اینست که حکومت ها برای اعتبار بخشیدن به کاغذ هاءِ بدونِ پشتوانه جنگ راه می اندازند تا پنجاه میلیارد دلارِ بی پشتوانهِ کاغذی در اروپا که از دههِ هفتاد جا مانده ارزش یابد تا کاغذ ها ر تا امرِ سیاسی ر تبدیل کنند به دلارِ کاغذیِ با پشتوانه

اگر مطمئن بودم مرگِ قطعی وجود دارد مرگی که به موجودیتِ منِ ابراهیم در یادآوری پایان دهد یک ثانیه برای یک ثانیه این جهان ر تحمل نمی کردم