کاش آقا محمد خان می بود

.
کاش آقا محمد خان می بود تا شمشیر این شیر خشمگین ر از پهنا بکند در حلقومتان
و رضا شاه چکمه هایش با شلاق و دگنه
سرزمینی که پدر ندارد یتیم است مردمش
کاش آقا محمد خان می بود با صورتی بی موی و خایه هائی نداشته که صلابت عدمش از حماقت غارنشینی شما بسی سترگ تر است
کاش آقا محمد خان می بود برای در آوردن چشم ها
آوردن دوباره شیراز به تهران و تبریز و زاهدان و خراسان و کردستان و کرمان هم مازندران و گیلان
.
۲۰۲۲۱۰۱۵۰۸۵۰

چند سطری برای آنکه در مهد تمدن و فرهنگ در سرزمین مارسل دوشان هنوز لچک بر سر دارد از طرف سازمان اکثریت پادشاهی مشروطه ایران سکولار

.
سرکار خانم مریم رجوی
انگار کسی بایست خیلی رک و شفاف، نکاتی ر جهت تنویر افکار و اذهان و تصحیح افواه عمومی به شما گوشزد کند، کسی که اگر او ر به نام نشناسید قطعا با سرچی کوتاه در فضای مجازی او ر به شناسنامه و کنیت خواهید شناخت…
من بدو امر شایسته است بپرسم چگونه و در چه طریقتی بدون برگزاری رفراندومی عمومی و آزاد در حضور ناظران صالح بی طرف شما و هم پالگانتان به جمهوری دموکراتیک رسیدید؟
اگر چه در برگزاری دموکراتیک رفراندوم هم ایراداتی بی شمار وارد است که بی تضارب اندیشه حزبی ریپابلیک، برپایی رفراندوم بیشتر شبیه یک موبوکراسی در مغلطه اکثریت است که جمهور در اکثریت متعدد با رای مستقیم افراد تعریف نمی شود.
اما بعد
گیرم که شما درست بگویی و بر سبیل راستی سخن برانی، به چه میزان باور داری که این نسل شیک پاسارگادی صواب و صلابت سخن شما ر در آن ظاهر از مد افتاده با لچکی که در جای جای این مملکت یا آن ر بر چوب رسوایی کردند یا در آتش خشم سوزاندند، در هم تنیده در کلامی که سراسر عقده و کین است بپذیرد؟
این چه منیتیست که شما و نحله تان ر در بر گرفته؟
چرا فکر می کنید که دارید تمامی آلترنیتیو های داخلی ر شما هدایت می کنید و هنوز هستند جوانانی نا آگاه و آرمانی و مغفل که چشم و گوش بسته، به یوغ تبعیت سازمان شما گردن نهند؟
شمایی که در تلویزیونتان شب و روز دارید با قلب و جعل وقایع، تصویری دلخواه و پداگوژیک مابانه عرضه می دارید به قصد ربودن کپی رایت این خیزش.
صد رحمت به شبکه های تلویزیونی جمهوری اسلامی که حداقل چند نما از سوزانیده شدن روسری و لچک نشان دادند و شما حتی جرات نکردید یک پلن از گردهمایی برلن یا واشنگتون نشان دهید و حقیرانه تر اینکه سوار بر خر غرور با برگزاری تجمعاتی کم تعداد و خلوت و جداگانه در تاریخ هایی مونوپولایز شده مختص خود، تنهایی و تک افتادگی ایدئولوژی نخ نما و مندرس و مرتجع و به روز نشده خود ر بیش از پیش به نمایش می گذارید.
گاهی هم می شنویم شما به عنوان یک رئیس جمهور خودخوانده در مقام رهبر جمعیتی که حق ندارد حتی یک پرسش ساده از شما بپرسد، در تریبون هاء یک طرفه خود داد سکولاریسم سر می دهید و پرسش حقیقتا اینست که چگونه سکولاریسم ر با چیز ها و اموری که در ادامه بر خواهم شمرد در ظرفی می گنجانید که هیچ کدام از محتویاتش با سایرین قابل تجمیع نیست.
یک لچک، دو حجاب، سه سانسور، چهار مذهب، پنج خودخواندگی، شش دین، هفت اباعبدالله، هشت عزاداری، نه مناسبات مرسومه، ده توفق یک شیوه بر دیگر رسوم و …
بایسته است عرض نمایم که از قضا این نحله اندیشه ای، سیاسی، عقیدتی که شما آن ر نمایندگی می کنید در نهایت چیزی خواهد بود شبیه اسکولاستیسم کلیسایی قرن چهارده یا در مقیاس مدرنش الیگارشی حزب سوسیال دموکرات آلمان که اتفاقا بر خورد شما هم کاملا حزبی و بسیار شبیه فرم هاء شناخته شده دیکتاتوری در امریکای لاتین و شرق دور است.
و اینکه
تا کجا می خواهید پیش روید؟
دقیقا تا چه لحظه ای از تاریخ می خواهید صبر کنید و اقرار نکنید اشتباهات وافرتان ر؟
شما اشتباه کردید و دارید می کنید و بر سریر خودخواهی و لجاجت دارید اصرار می ورزید که راهتان درست بود و شیوه مبارزه و تمهیداتی که در کله پوک خود داشتید.
این چه چپ اپوسایتی است که برای تاریخی که نمی دانیم چه کسی آن ر به چه قصدی در چه زمانی با چه میزان بودجه ای نوشته، سیاه می پوشد؟
و چه چیزی شما ر بر آن می دارد که در شبکه هاء خود برای مخاطبانتان تصمیم بگیرید که چه چیز ر می توانند ببینند و چه چیز ر نه؟
به راستی فرق شما با جمهوری اسلامی چیست؟
شما هم که داری سانسور می کنی؟ شما هم که همانند برخی از این سلطنت طلب هاء بی مخ دارید می گویید فقط ماییم که داریم درست می گوییم و هر کسی غیر آنچه ما می گوییم بگوید از ما نیست و بر ماست؟
چگونه است که شما هم همانند او چندین سال است رئیس جمهورید آن هم بدون برگزاری حتی یک رفراندوم؟
سرکار خانم
دیکتاتوری زن و مرد ندارد، جریان یا بی جریانی ر بر نمی تابد، سیستم توتالیتر اتفاقا از دموکراسی می آغازد از نا آگاهی توده، سوار بر گرده ملت فقیر کم سواد…
زیاده عرضی نیست
.
آبان ماه یک هزار و چهارصد و یک
سازمان اکثریت پادشاهی مشروطه ایران سکولار

There is no actually new thing

.

The effect is conceptualized in a give-and-take which is constrained by intellectual parties on both sides. There is no actually new thing. Every entity has to be filtered through human’s mind. Pronouns only deal with the appearance. Overuse of wisdom is a kind of psychosis which replaces experiance and emotions.

سال های بی ثمر

.
اجرای قالب شیب دار ترانزیشن سد رودبار لرستان که در دوازده متر با خطای زیر هشت میلیمتر به مهندس میلانچی تحویل شد و شگفتا از برخی دوستان سابق که در تهران قالب های ده سانتیمتری خود ر به رخ ما می کشیدند به هر روی رفقای قدیمی فقط درد سرند ابتدا آنها ر برای سه سال بایست بایگانی کرد و سپس دور انداخت